X
تبلیغات
روان شناسی روز

روان شناسی روز
 
CLINICAL PSYCHOLOGY
۱- حوزه بریدگی و طرد

           ۱- طرحواره رها شدگی/طرد

             ۲- بی اعتنادی/بدرفتاری

              ۳- محرومیت هیجانی

              ۴- نقص/شرم

              ۵- انزوای اجتماعی/بیگانگی

              ۶- وابستگی/بی کفایتی

۲- حوزه خودگردانی و عملکرد مختل

            ۷- آسیب پذیری نسبت به شکست و ضرر

              ۸- خودتحول نیافته/گرفتار

              ۹- شکست

۳- حوزه محدودیتهای خود

              ۱۰- استحقاق/بزرگ منشی

              ۱۱- خویشتن - خود انضباطی ناکافی

۴- حوزه دیگر جهت مندی

               ۱۲- اطاعت

               ۱۳- ایثار

               ۱۴- پذیرش جویی/جلب توجه

۵- حوزه گوش بزنگی بیش ازحد

                 ۱۵- منفی گرایی/بدبینی

                ۱۶- بازداری هیجانی

                ۱۷- معیارهای سرسختانه

                ۱۸- تنبیه

 

نصرت نوجوان             بر گرفته: از کتاب طرحواره درمانی جفری یانگ


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام مرداد 1390 توسط نصرت نوجوان
 :هجده طرحواره داریم، اینها بر طبق پنج نیاز هیجانی ارضا نشده به پنج حوزه تقسیم می شوند که آنها حوزه طرحواره می‌گویند .

حوزه اول بریدگی و طرد «این بیماران نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. معتقدند نیاز آنها به عشق، ثبات و امنیت بر آورده نخواهد شد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۳۶) . شامل طرح واره‌های:

۱-رهاشدگی/ بی ثباتی

۲-بی عتمادی/ بدرفتاری

 ۳-محرومیت هیجانی

 ۴-نقص/ شرم

 ۵-انزوای اجتماعی/ بیگانگی می شود .

 

حوزه دوم : خود گردانی و عملکرد مختل«خودگردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده، و عملکرد مستقل. بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار می گیرد از خودشان و محیط اطرافشان، انتظاراتی دارند که مانع عملکرد آنها می شود .

این حوزه شامل طرحواره-های:

 ۶دلبستگی /بی کفایتی

 ۷-آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری

 ۸-خود تحول نیافته / گرفتار

 ۹-شکست می‌شود .

حوزه سوم : محدودیت‌های مختل «این بیماران ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران، همکاری کردن و متعهد بودن مشکل داشته باشند . چنین بیمارانی اغلب خود خواه، لوس، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر می رسند معمولاً در خانواده هایی سهل انگار و بیش از حد مهربان بوده اند در کودکی ملاحظه دیگران را نمی‌کرده اند . در نتیجه در بزرگسالی، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضاء نیازهای آنی را بخاطر دستیابی به منافع آتی به تاخیر بیندازند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۴۳). این حوزه شامل طرح واره-های:

۱۰-استحقاق/ بزرگ منشی

 ۱۱-خویشتن داری و خود انضباطی ناکامی می¬شود .

 

حوزه چهارم : دیگر جهت مندی «این بیماران به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند . در اکثر این خانواده  ها، والدین به جای توجه و اهمیت قایل شدن به نیازهای منحصر به فرد کودک، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم می دانند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۴۴) . طرح واره های این حوزه شامل:

 ۱۲-اطاعت

 ۱۳-ایثار

 ۱۴-پذیرش جویی/ جلب توجه‌است .

 

حوزه پنجم : گوش به زنگی بیش از حد و باز داری «دوران کودکی این بیماران پر از خشونت واپس زدگی و سختگیری بوده و خویشتن داری و فداکاری بیش از حد بر لذت و خود انگیختگی غلبه داشته‌است . این بیماران در کودکی به تفریح و شادی تشویق نشده‌اند و در عوض یاد گرفته اند زندگی را طاقت فرسا در نظر بگیرند. معمولاً در احساس بدبینی، ترس و نگرانی بسر می برند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۴۵). این حوزه شامل

 ۱۵-منفی گرایی، بدبینی

 ۱۶-بازداری هیجانی

 ۱۷-معیارهای سرسختانه / عیب جویی افراطی

 ۱۸-تنبیه می شود .


عملکردهای طرحواره دو عملکرد اصلی طرحواره ها عبارتند از تداوم طرحواره و بهبود طرحواره. «تداوم طرحواره : به هر چیزی که بیمار انجام می دهد تا وضعیت فعلی طرحواره را حفظ کند یا موجب تقویت آن شود . توسط سه ساز و کار اولیه تداوم می یابند، تحریف های شناختی، الگوهای خود آسیب رسان و سبکهای مقابله ای» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۵۶) . بهبود طرحواره : «بهبود طرحواره که هدف نهایی طرح واره درمانی است، دشوار و طولانی مدت است. زیرا طرحواره به سختی تغییر می کند و عمیقاً با باورهای فرد راجع به خود و محیطش گره خورده، بهبود طرحواره به اراده قوی و تمرین زیاد نیازمند است» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۵۸).

سبک‌ها و پاسخ‌های مقابله‌ای سه سبک مقابله ای داریم همانطور که همه موجودات در مقابل تهدید سه واکنش نشان می‌دهند.جنگ، گریز، میخکوب که با سه سبک مقابله ای جبران افراطی، اجتناب و تسلیم هم خوانی دارد. تسلیم : «وقتی بیمار تسلیم طرحواره می شود سعی نمی کند با آن بجنگد یا از آن اجتناب کند بلکه می پذیردکه طرحواره درست است وقتی با برانگیزنده های طرحواره روبه رو می‌شود پاسخ های هیجانی نامناسب نشان می دهد افرادی را برای شریک زندگی انتخاب می‌کنند که به احتمال زیاد با انها مانند والدین خشمگین برخورد می کنند» (یانگ، ۱۳۸۶، ص۶۱) . اجتناب :«وقتی سبک مقابله ای اجتناب را بکار می برند سعی می کنند طرحواره هیچ وقت فعال نشود . از فکر کردن به آن اجتناب می کنند آن ها ممکن است به طور افراطی مشروب بنوشند، دارو مصرف کنند، پرخوری کنند، هیجان طلب و معتاد بکار شوند و در ارتباط با دیگران کاملا طبیعی به نظر می رسند» (یانگ، ۱۳۸۶، ص۶۱). جبران افراطی:«سعی می کنند تا حد ممکن با دوران کودکی خود یعنی زمان شکل گیری طرحواره متفاوت باشند مثلا اگر در درون کودکی احساس بی ارزشی می کرده اند در بزرگسالی تلاش می‌کنند فردی بی عیب و نقص جلوه کنند. جبران افراطی را می‌توان به عنوان تلاش سالمی علیه طرحواره در نظر گرفت که متاسفانه به جای بهبود به تداوم منجر می‌شود» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۶۱) . پاسخ های مقابله ای : «رفتاری خاص که فرد در یک لحظه خاص و گذرا نشان می دهد مثالاً مردبیماری وقتی دوست دحترش او را تحدید به قطع رابطه کرد آنقدر مشروب خورد که از حال رفت. تمام راههای فرد ویژه‌ای که بیمار از طریق آن‌ها جبران افراطی، تسلیم و اجتناب را آشکار می سازد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۶۳). ذهنیت های طرحواره ای : «حالت های هیجانی و پاسخ های مقابله ای لحظه به لحظه ای که همه ما تجربه میکنیم و در موقعیتهایی بر انگیخته میشوند که حساسیت زیادی نیست به آنها داریم و مدت کوتاهی بر ذهن غلبه دارند، در صورتی فعال میشوند که منجر به بر انگیختگی هیجان های آشفته ساز، پاسخ های اجتنابی یا رفتارهای حوزه آسیب رسانی شوند طوری که کنترل فرد را در دست می گیرند و او را زیر سلطه می برند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۶۴). ده ذهنیت طرحواره ای داریم که به چهار طبقه دسته بندی م  شوند : ذهنیت های کودکانه: «ذهنیت کودک آسیب پذیر : این ذهنیت تجارب تلخ و ناگوار کودک بدرفتار است . ذهنیت کودک عصبانی : رفتارهای خشمگینانه را بدون توجه به پیامدهای آن ابراز می کند . ذهنیت کودک تکانشگر : هر وقت دلش بخواهد هیجانات و امیالش را بدون توجه به پیامدهای احتمالیش ابراز می کنند . ذهنیت کودک شاد : نیازهای هیجانیش در حال حاضر بر آورده شده  اند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۷۱). ذهنیت مقابله ای ناکارآمد : «تسلیم شده مطیع : در مقابل طرحواره تسلیم می‌شود و نا امید و منفعل می شود . محافظ بی تفاوت : در مقابل اجتناب است با اجتناب از مردم، سوء مصرف مواد از رنج طرحواره فاصله می گیرند ۳-جبران کننده افراطی: که از طریق بد رفتاری با دیگران با طرح و اراده‌هایش می‌جنگد» (یانگ، ۱۳۸۶، ص۷۱) . ذهنیت والد نا کار آمد : «والد تنبیه گر : والدی که کودک را به خاطر بد بودن تنبیه می کند . والد پر توقع : برای برآوردن آرزوهای بلند پروازانه کودک را تحت فشار قرار می دهند . دهمین ذهنیت، بزرگسال سالم است که سعی می کنیم از طریق آموزش برای اصلاح و بهبود سایر ذهنیت ها آن ها را توانمند سازیم» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۷۱). سنجش و تغییر طرحواره مرحله سنجش و آموزش «در مرحله ی اول، درمانگر به بیماران کمک می کند تا طرح واره های خود را بشناسد و به ریشه های تحولی آنها در دوران کودکی و نوجوانی پی ببرند. سنجش یک فرآیند چند بعدی است که شامل مصاحبه درباره تاریخچه زندگی، تکمیل پرسشنامه های طرحواره و تمرین های تصویرسازی ذهنی است» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۷۱) . مرحله تغییر «درمانگر بسته به نیازهای بیمار، راهبردهای شناختی، تجربی، رفتاری و بین فردی را در هر جلسه، به گونه ای انعطاف پذیر به کار می گیرد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۷۲). فرآیند دقیق سنجش و آموزش ارزیابی اولیه : «هدف شناخت مشکلات فعلی بیمار، مشخص کردن اهداف و سنجش تناسب بیمار برای طرح واره‌است» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۰۰). تمرکز بر تاریخچه ی زندگی : «درمانگر تلاش می کند که بفهمد مشکل فعلی بیمار موقعیتی و مربوط به زمان حال است یا اینکه به سبک زندگی بیمار بر می گردد و ریشه در گذشته او دارد. از پرسشنامه های طرحواره نیز استفاده می کنند از طریق تصویر سازی ذهنی که اغلب این کار مفیدترین شیوه برای شناخت طرحواره ها می باشد یکی از موانع شایع این کار اجتناب طرح واره‌است . مثلا برخی بیماران به محض تجسم دوران کودکی آشفته می شوند که یکی از راهکارهای مفید این است که از بیمار بخواهیم به زمان حال برگردد و سپس در اوایل بزرگسالی، نوجوانی و در آخر کودکی را تجسم کند . روش دیگر، گفتگو با جنبه ی اجتماعی بیمار است و این جایی است که طرحواره اصلی بیمار در آن قرار دارد یعنی ذهنیت کودک آسیب پذیر» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۶).



تکنیک‌های شناختی طرح واره آزمون اعتبار طرح واره : «درمانگر و بیمار شواهد زندگی گذشته و فعلی بیمار که از طرح واره حمایت می‌کند را جمع اوری می‌کند سپس شواهد رد کننده طرح واره را جمع اوری می‌کند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۲۷) . ارزیابی مزایا و معایب پاسخ های مقابله ای : «هدف این است که بیماران ماهیت حوزه آسیب رسان سبک های مقابله ایشان را بشناسد و به وجود آن ها پی ببرد . که اگر بتواند رفتار سالم تری را جایگزین سبک های مقابله ای ناسازگار کند می تواند شانس شاد کامی خود را در زندگی افزایش دهد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۳۲). برقراری گفتگو بین جنبه طرح واره و جنبه سالم : «ابتدا درمانگر نقش جنبه سالم را به عهده می گیرد . بعد کم کم بیمار نقش جنبه سالم را به عهده می گیرد ماه ها تمرین مداوم نیاز است تا طرح واره ضعیف و جنبه سالم قوی شود» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۳۳) . کار ت های آموزشی طرحواره : «خلاصه ای از پاسخ های سالم به موقعیت های فعال ساز طرحواره‌است بیماران این کارت ها را همراه خود دارند. بهتر است این کارت ها قویترین شواهد علیه طرحواره را در برگیرد تا بتواند پاسخ های منطقی بیماران را فعال کند» (یانگ ، ۱۳۸۷، ص ۱۳۶). تکنیک های تجربی «دو هدف عمده تکنیک های تجربی : برا نگیختن هیجان های مرتبط با طرحواره های ناسازگار اولیه ۲-باز والدینی بیمار به منظور بهبود هیجان ها و ارضاء نسبی نیازهای برآورده نشده دوران کودکی» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۴۳). تکنیک های تجربی مرحله سنجش . «عمده ترین تکنیک در این مرحله تصویر سازی ذهنی است . وقت جلسه به این صورت تقسیم می‌شود : ارائه منطق تکنیک و پاسخ به پرسش های پنج دقیقه، تصویر سازی ذهنی بیست و پنج دقیقه، بحث و تبادل نظر با بیمار در مورد آنچه حین تکنیک تصویر سازی ذهنی اتفاق افتاده بیست دقیقه‌است. ارائه منطق تکنیک . تکنیک تصویر سازی ذهنی، در طرحواره ها را از حوزه عقلانی به حوزه هیجانی سوق می دهد .برای شناخت طرحواره هایی که مرکز زندگی بیماران است . کمک به بیماران تا بتوانند ریشه های تحولی طرحواره های خود در دوران کودکی و نوجوانی را به مشکلات زندگی فعلی ربط دهند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۴۴). تصویرسازی در یک محیط امن «تصویرسازی باید توسط خود بیمار ایجاد شود و در مانگر به او تلقین کند و در تصویرسازی در محیط امن با تصویری از یک محیط امن آغاز شده و به پایان می رسد . بویژه در مورد بیماران آسیب پذیر و حادثه دیده، این بیماران ممکن است هیچ وقت محیط امن را تجربه نکرده باشند که در اینجا درمانگر کمک می کند محیط امنی در ذهن خود بسازد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۴۶) تصویرسازی از دوران کودکی «درمانگر بعد از ارائه منطق تکنیک و ایجاد تصویرسازی ذهنی محیط امن برای احساس راحتی و آرامش بیماران به سمت تصویر سازی ذهنی از دوران کودکی حرکت می کند . معمولاً تصاویر ذهنی را به ترتیب زیر در بیماران فعال می کنیم: ۱-تصاویر ذهنی آشفته ساز ۲-تصاویر ذهنی حاکی از رابطه با والدین ۳-تصاویر ذهنی با افراد مهم زندگی از جمله همسالان و سایر کسانی که در شکل گیری طرحواره نقش داشته اند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۴۹). «پس از بررسی تصویر ذهنی دوران کودکی، درمانگر از بیمار می خواهد تصویری ذهنی از موقعیت های فعلی را دنبال کند که همین احساس را دارد . بدین ترتیب درمانگر بین خاطرات دوران کودکی و زندگی فعلی بیمار، ارتباط مستقیمی ایجاد می کند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۵۱).


راهبردهای تجربی برای تغییر گفتگوهای خیالی:« به بیمار آموزش داده می شود در تصویر ذهنی با افرادی که در دوران کودکی باعث ایجاد طرحواره هایش شده اند و هم با کسانی که در زندگی موجب تقویت آن میشوند گفتگو کند . از آنجا که والدین مهم ترین نماد دوران کودکی هستند لذا والدین نقشهای اول در گفتگوی خیالی دارند . از بیماران خواسته می‌شود خشم خود را نسبت به والدینی که رفتار آنان منجر به شکل گیری طرحواره شده‌است را ابراز کنند . هدف توانمندسازی بیمار برای جنگیدن علیه طرح واره و فاصله گرفتن از آن است» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۵۶) . «هدف دوم از ابراز خشم نسبت به والدین این است که به بیمار کمک کنیم از طرح واره‌ها به صورت هیجانی فاصله بگیرد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۵۸). کار با تصاویر ذهنی به منظور باز والدینی «برای بمیارانی مفید است که اغلب طرحواره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار دارد توانایی این بیماران برای برقراری ارتباط با دیگران، احساس امنیت، دوست داشته شدن، و ارزشمندی به شدت آسیب دیده‌است. درمانگر به کودک کمک می‌کند به ذهنیت کودکانه برگردد و در مورد برخی چیزهایی که از دست داده اند، مطالبی را یاد بگیرند » (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۶۲) . خاطرات آسیب زا «هنگام تصویر سازی ذهنی برای خاطرات آسیب زا، دو هدف عمده را دنبال می‌کنیم. ۱-کمک به بیمار برای بیرون ریختن عواطف بلوکه شده ۲-با وارد نمودن بزرگسال سالم و تصویر ذهنی بیمار زمینه حمایت و کسب آرامش او فراهم شود» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۶۶). نوشتن نامه به والدین «نوشتن نامه به والدین، با افراد مهم زندگی بیمار که در دوران کودکی یا نوجوانی به او آسیب رسانده‌اند در جلسه بعدی درمان نامه را با صدای بلند برای درمانگر می‌خوانند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۶۹). تصویر سازی ذهنی به منظور الگو شکنی «در این نوع تصویرسازی بیماران سعی می کنند به جای تکرار دوباره سبک های مقابله ای شیوه های صحیح رفتاری مقابله ای را تجسم کند» (یانگ، ۱۳۶۸، ص ۱۷۰) . الگو شکنی رفتاری «در این مرحله که طولانی ترین و در برخی موارد حساس ترین بخش طرحواره درمانی است بیمار تلاش می‌کند به جای الگوهای رفتاری طرح واره خاست، سبکهای مقابله ای سالم تری را جانشین سازد . اگر بیمار بتواند با موفقیت مرحله شناختی و تجربی را پشت سر بگذارد درمانگر می تواند مرحله الگوشکنی رفتاری را شروع کند» (یانگ ، ۱۳۶۸، ص ۱۷۹) .


اولویت بندی رفتارها برای الگو شکنی «درمانگر و بیمار بعد از تهیه فهرست الگوهای زندگی و رفتارهای مشکل ساز، راجع به مشکل سازترین رفتار و اینکه کدام رفتار باید آماج درمان قرار بگیرند، تصمیم می‌گیرند . در برابر مهم‌ترین رفتارهای مشکل ساز، رفتارهای سالم احتمالی را به عنوان راه حل جایگزین، مورد بررسی قرار می‌دهند (یالنگ ، ۱۳۶۸، ص ۱۹۳). شروع با مشکل سازترین رفتار «رویکرد طرحواره درمانی در مقابل رفتار درمانی شناختی قرار می گیرد که معمولاً تغییر را از ساده‌ترین رفتار شروع می کند . درمانگر شناختی – رفتاری احتمالا کار را با جرأت آموزی شروع می کند . ولی در طرح واره  درمانی، درمانگر کار خود را با طرح واره ها و سبک های مقابله ای اصلی شروع می کند . هدف این است که به بیماران کمک شود هر چه سریعتر به تغییر دست یابند. درمانگر همچنین باید به بیمار کمک کند تا انگیزه های او برای تغییر رفتار افزایش یابد. درمانگر باید موانع تغییر رفتار را شناسایی و برای تغییر آن تلاش کند که تلاش بیمار باید بیشتر باشد . مثلا بیمار را می توانند در مقابل انجام رفتار جدید به خودش پاداش بدهند . اگر مقاومت بیمار برای مدت طولانی ادامه پیدا کند درمانگر می‌تواند درمان را برای مدتی قطع کند تا بیمار آمادگی تغییر پیدا کند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۰۶). ایجاد و تغییرات مهم در زندگی «گاهی اوقات بیماران با اینکه موفق به تغییر رفتار می شوند، موقعیت مشکل ساز همچنان دردناک و غرب باقی می ماند . در چنین مواردی ممکن است بیماران تصمیم بگیرند تغییرات مهمی در زندگی خود ایجاد کنند، مانند تغییر دانشگاه یا شغل که اگر تصمیم به نفع بیمار باشد و درمانگر تشخیص دهد که دلایلی سالم اند نه طرحواره خاست از او حمایت می کند» (یانگ، ۱۳۸۶، ص ۲۰۸) . رابطه درمانی دو ویژگی دارد : ۱-رویا رو سازی همدلانه «یعنی بیان درک دلایل تداوم طرح واره‌های بیمار و همزمان، رویاروسازی او برای تغییر»(یانگ،۱۳۸۶، ص۲۱۱). ۲-باز والدینی حد و مرز دار : «فراهم نمودن چیزی که بیمار به آن نیاز دارد، ولی در دوران کودکی از سوی والدینش ارضاء نشده‌است» (یانگ ۱۳۸۶، ص ۲۱۱). رابطه درمانی در مرحله سنجش و آموزش «رابطه درمانی با برقراری تفاهم شروع می‌شود درمانگر سعی می کند با عواملی مانند همدلی، گرمی و صداقت وارد رابطه درمانی شود . هدف ایجاد محیطی ایمن و قابل پذیرش است که بیمار بتواند رابطه‌ای هیجانی و سالم با درمانگر برقرار کند. درمانگر بیمار را تشویق می‌کند احساسات منفی خود درباره درمان را بیان کند تا باعث ایجاد مقاومت در آنها شود . طرحواره درمانی بر جنبه های سالم شخصیت بیمار انگشت می گذارد و از آن ها حمایت می‌کند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۱۲) . «یکی دیگر از وظایف درمانگر در مرحله سنجش و آموزش، بررسی نیازهای باز والدینی بیمار است . درمانگر می تواند از راههای گوناگون به نیازهای باز والدینی بیمار پی ببرد : مانند تاریخچه دوران کودکی، مشکلات بین فردی، پرسشنامه ها و تمرین های تصویرسازی ذهنی و گاهی رفتار بیمار در رابطه درمانی به عنوان بهترین منبع اطلاعات » (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۱۶). طرح واره ها و سبک های مقابله ای درمانگر «درمانگران باید در ابتدای درمان نسبت به فعال شدن طرحواره های خود درباره یک بیمار خاص آگاه باشند . اگر درمانگران، طرح واره ها و سبک های مقابله ای خود را بشناسند، این مسئله به آنها کمک می‌کند تا از اشتباه جلوگیری کنند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۲۰ ). در زیر به چند مورد از مواردی که طرح واره‌های درمانگر، اثری منفی بر رابطه درمانی داشته‌اند اشاره می‌کنیم . ۱-تضاد بین طرح واره های بیمار با طرحواره های درمانگر : «این تضاد ممکن است به گونه ی باشد که طرح واره های هرکدام از ان‌ها در یک چرخه خود تداوم بخش، یکدیگر را فعال کنند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۲۱). ۲-عدم تطابق بین نیازهای بیمار با طرح واره ها و سبک های مقابله ای درمانگر: «از آنجایی که درمانگر طرح واره‌ها و سبک‌های مقابله‌ای خاصی دارد، ممکن است نتواند نوع درست باز والدینی حد ومرز دار را به بیماران ارائه دهد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۲۳). ۳-حسادت درمانگر به وضعیت فعلی بیمار : «اگر درمانگر خود شیفته باشد، ممکن است نسبت به بیمار حسادت کند . در این قبیل موارد بیمار منبع رضایتی داردکه درمانگر، مدتهاست، به دنبال آن می‌گردد، مانند زیبایی، ثروت، موقعیت » (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۳۰). توصیف دقیق راهبردهای طرح واره درمانی «حوزه طرد و بریدگی :چنین بیمارانی همیشه انتظار دارند نزدیکترین افراد خود را از دست بدهند و معتقدند بالاخره افراد نزدیکشان، بیمار می‌شوند، می میرند، یا اینکه ناگهان غیبشان می زند بنابراین آن ها همیشه در حالت ترس و نگرانی زندگی می کنند . هیجان های معمول این بیماران در قبال فقدان، اضطراب ناراحتی و افسردگی مزمن است، چه این فقدان واقعی باشد چه خیالی، رفتارهای شاخص این بیماران عبارتند از : وابستگی افراطی به افراد مهم زندگی، انحصار طلبی، سرزنش دیگران بخاطر رها کردن آنها، حسادت، رقابت با رقیب عشقی، که دلیل تمام این رفتارها این است که دیگران آنها را تنها نگذارند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۴۳ ) . «یکی از اهداف درمان، این است که به بیماران کمک کنیم تا به نگرشی واقع بینانه تر نسبت به ثبات روابط بین فردی دست یابند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۴۴) . راهبردهای مهم درمانی «بیمار ابتدا یاد می گیرد در بطن رابطه درمانی بر این طرح واره غلبه کند، پس این یادگیری را به رابطه با افراد مهم زندگی در خارج از حوزه درمان منتقل می کند . هدف عمده راهبردهای شناختی، تغییر دیدگاه اغراق آمیز بیماران است، همچنین انتظار غیر واقع بینانه بیمار مبنی بر اینکه افراد مهم زندگی باید مدام در دسترس باشند و همیشه به یک شیوه رفتار کنندرا تغییر می دهد در تکنیک‌های تجربی، بیمار تجارب رها شدن یا بی ثباتی را در ذهن خود مجسم می کند و از طریق تصویرسازی ذهنی، خاطرات خود از رها شدن توسط والدین را دوباره تجربه می کند » (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۱۴۵). مشکلات ویژه این طرح واره «این طرح واره وقتی در فرآیند درمان مشکل دچار می کند که درمانگر قصد دارد برای هدفی از بیمار جدا شود مثل پایان جلسه، به مسافرت رفتن و...، در اینجا طرح واره بیمار فعال می شود که این فرصتی است که بیمار برای غلبه بر طرح واره خود گامی بر دارد درمانگر با رویارو سازی همدلانه، بیمار را در انجام این کار کمک می کند . مشکل دیگر این است که بیماران برای ادامه رابطه با درمانگر، امکان دارد پیش از حد می‌کند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۴۶). حوزه عملکرد و خود گردانی مختل «وابستگی / بی تفاوتی : این بیماران خودشان را افرادی درمانده و کودک وار نشان می دهند. احساس می‌کنند توانایی مراقبت از خود را ندارند، در زندگی بسیار درمانده اند و خود را در مقابل مشکلات درمانده می بینند این طرحواره دارای دو بعد است بعد اول، بی کفایتی چنین بمیارانی اعتقادی به تصمیم‌ها و قضاوت‌های زندگی روزمره خود ندارند . به شدت از تغییر متنفرند، مانند کودکان کم سن و سال برای زنده نگه داشتن خود به والدین نیاز دارند . دومین بعد، یعنی وابستگی بدنبال بعد اول پدید می آید تنها هدف آنها پیدا کردن افرادی است که به آنها وابسته شوند . معمولاً والدین و جانشین آنها مانند همسر، همسالان یا درمانگران هستند . رفتارهای معمول این بیماران عبارتند از : کمک خواهی از دیگران، اطمینان طلبی مداوم راجع به تصمیم‌ها، ناتوانی در مدیریت مالی» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۳۶۳ ) .


اهداف درمان هدف : افزایش حس کفایت بیمار و کاهش وابستگی او به دیگران است . برای افزایش حسن کفایت معمولاً هم آموزش اعتماد بنفس لازم است و هم مهارت آموزی(یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۶۴) راهبردهای مهم درمانی «معمولا تکنیک های شناختی رفتاری مهم‌ترین نقش را در ارتباط با بهبود این طرح واره به عهده دارند . تکنیک¬های شناختی که عبارتند از : کارت آموزشی، برقراری گفتگوی سالم بین جنبه سالم و جنبه طرح واره، حل مسئله برای تصمیم گیری و چالش با افکار منفی است به بیماران کمک می‌کند تا دیدگاه شان را تغییر دهند زیرا انها معتقدند برای انجام کارهایشان احتیاج به کمک مداوم از سوی دیگران دارند. تکنیک های تجربی، در ارتباط با این طرح واره از اهمیت کمتری برخوردارند . تکنیک های رفتاری به بمیار کمک می‌کنند تا بر اجتناب خود از عملکرد مستقل غلبه کند این امر برای موفقیت درمان، ضروری است» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۶۶). مشکلات ویژه این طرح واره «یکی از خطرات بزرگ در حین کار با چنین بیمارانی وابستگی به درمانگر است یکی از دیگر مشکلات درمان این بیماران غلبه بر اجتناب آنها برای عملکرد مستقلانه‌است بیماران مجبورند در کوتاه مدت، اضطراب ناشی از انجام عملکرد انسان بالغ را به منظور دستیابی به مزایای بلند مدت عمل کنند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۶۶). حوزه محدودیت¬های مختل «این بیماران احساس می‌کنند افراد خاصی هستند و معتقدند که از دیگران برترند . آن‌ها در فعالیتهای خود خواهانه و بزرگمنشانه در گیر می‌شوند . رفتارهای معمول این بیماران عبارتند از : رقابت افراطی، فخر فروشی، سلطه گری، بیان قدرت به شیوه نا مناسب و تحمیل نظرات خود به دیگران» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۷۷). اهداف درمان هدف اصلی درمان، کمک به بیماران برای پذیرش اصل احترام مقابل در روابط انسانی است این نگرش را به بیماران آموزش می¬دهیم که تمام انسانها با همدیگر برابر و سزاوار حقوق یکسان اند .

راهبردهای مهم درمانی «کار بر روی روابط بین فردی و روابط درمانی از مهم‌ترین راهبردها به شمار می روند بیماران را به احساس همدلی نسبت به دیگران تشویق کند. راهبردهای شناختی – رفتاری مثل کنترل خشم و جرأت آموزی نیز از اهمیت خاصی برخوردارند . زیرا بیمار می‌تواند روابط جرأتمندانه تری را جایگزین پرخاشگری خود کند . بیمارانی که این طرح واره را دارند، زندگی خود را صرف بر جسته سازی توانمندیها و کم اهمیت جلوه دادن نقاط ضعفشان می کنند . درمانگر از راهبردهای شناختی استفاده می کند تا به بیماران کمک کند تا دیدگاه واقع بینانه تری درباره خودشان پیدا کنند . درمانگر راهبردهای تجربی استفاده می کند تا به بیماران کمک کند رفتار آسان گیر والدینشان، در دوران کودکی را تایید کنند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۷۸). مشکلات ویژه این طرح واره «چون این بیماران از داشتن طرح واره نفع‌های ثانویه زیادی می‌برند ممکن است انگیزه‌ای برای تغییر نداشته باشند بنابراین درمانگر مجبور است مدام به بیمار در مورد پیامدهای منفی این طرح واره‌ها نکاتی را یاد آوری کند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۷۹ ). حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری منفی گرایی / بد بینی «این بیماران منفی گرا و بدبین هستند . همیشه بر جنبه‌های منفی زندگی مثل، مرگ نا امیدی، شکست و تعارض توجه می‌کنند، درحالی که جنبه‌های مثبت زندگی را کمرنگ جلوه می‌دهند احساس آسیب پذیری می‌کنند . رفتارهای شایع این بیماران عبارتند از شکوه، شکایت و بلا تکلیفی» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۹۸). اهداف درمان «هدف اصلی کمک به بیماران برای پیش بینی عینی ترو مثبت تر حوادث آینده‌است برخی از نشانه‌هایی که حاکی از بهبودی این بیماران هستند عبارتند از نگرانی کمتر، دیدگاه، مثبت تر، کنار گذاشتن یش بینی مداوم در خصوص بدترین نتایج ممکن، از چنین بیمارانی انتظار نداریم که به انسان‌هایی خوش بین و آسوده خاطر تبدیل شوند بلکه انتظار داریم از بد بینی افراطی به موقعیت متعادل تری برسند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۹۹) .


راهبردهای مهم درمانی «بسیاری از تکنیکهای شناختی در درمان این طرحواره می توانند سودمند واقع شوند تکنیک‌های تجربی به بیماران کمک می¬کند تا با ذهنیت کودک شاد در ارتباط برقرار کنند اگر ریشه تحولی طرحواره، ناشی از والدین بدبین و منفی گراست بیماران می توانند در تصویر ذهنی با والدین خود گفتگو کنند . درمانگران می‌توانند تکنیکهای جلوگیری از پاسخ برای کاهش گوش به زنگی بیش از حد درباره اشتباه کردن آموزش دهند» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص۳۰۰). مشکلات ویژه این طرح واره «معمولا تغییر این طرح واره مشکل است . اغلب، بمیاران نمی‌توانند زمانی را بیاد بیاورند که احساس بد بینی، آن‌ها را رها کرده باشد و حتی نمی توانند احساس دیگری را تجربه کند وفتی که به دلیل تاریخچه وقایع منفی و ناگوار، تغییر طرحواره مشکل باشد، اغلب سوگواری کردن بیمار بخاطر فقدان های گذشته می تواند مفید و اثر بخش واقع شود » (یانگ، ۱۳۸۶، ص ۳۰۳).


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام مرداد 1390 توسط نصرت نوجوان
طرحواره درمانی

«طرحواره¬درمانی برای درمان بیماران مزمن و مقاوم به درمان و بیمارانی که اختلالات شخصیت دارند یا کسانی که مشکلات منش¬شناختی مزمن دارند و نمی¬توانند بخوبی از رفتار درمانی شناختی کلاسیک کمکی دریافت کنند تدوین شده‌است . طرحواره درمانی با توجه به مشکل بیمار می‌تواند کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت باشد» (یانگ، ۱۳۸۶، ص ۲۳) . تعریف طرحواره درمانی: «بطور کلی به عنوان ساختار، قالب یا چار¬چوب تعریف می¬شود . در حوزه رشد شناختی طرحواره را قالبی در نظر می¬گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می¬گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند» (یانگ، ۱۳۸۶، ص ۲۹) . طرحواره‌های ناسازگار اولیه : «طرحواره¬درمانی درون¬مایه¬های روانشناختی را که شاخصه بیماران مبتلا به مشکلات منش شناختی هستند را مد نظر قرار مید هد . این درون¬مایه¬ها را طرحواره¬های ناسازگار اولیه می‌نامیم»(یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۲۹). خصوصیات طرحواره‌های ناسازگار اولیه : «الگوها یا درون مایه‌های فراگیر و عمیقی هستند، از خاطرات، هیجانات و احساسات بدنی تشکیل شده¬اند . در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته¬اند، در سیر زندگی تداوم دارند، درباره رابطهٔ خود با دیگران هستند، به شدت ناکار¬آمدند و برای بقایشان می¬جنگند با اینکه فرد می¬داند طرحواره منجر به ناراحتی او می¬شود .ولی با آن احساس راحتی می¬کند که این باعث می¬شود فرد به این نتیجه برسد که طرحواره¬اش درست است» (یانگ، ۱۳۸۶، ص ۳۰) . عوامل به وجود آورنده طرح واره ۱-ارضاء نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی: این نیازها شامل پنج تا می‌شوند : ۱- دلبستگی ایمن به دیگران ۲-خود گردانی، کفایت و هویت ۳-آزادی در بیان نیازها و هیجانهای سالم ۴ -خود انگیختگی و تفریح ۵-محدودیتهای واقع بینانه و خویشتن داری ۲-تجارب اولیه زندگی : چهار دسته تجارب اولیه زندگی باعث اکتساب سریع طرحواره¬ها می¬شوند:۱-ناکامی ناگوار نیازها: وقتی اتفاق می¬افتد که فرد تجارب خوشایندی تجربه نکند (رها شدگی/ محرومیت) ۲-آسیب دیدن و قربانی شدن است . طرح واره¬های بی¬اعتمادی /بد رفتاری ۳-زیادی چیزهای خوب را تجربه کند (وابستگی / بی کفایتی). ۴-تجارب همانند سازی با والدین : کودک به طور انتخابی با افکار و احساسات والدین همانند سازی می¬کند . آنها را درون سازی می¬کنند. ۳-خلق و خوی هیجانی : «خلق¬و¬خوی هیجانی کودک در تعامل با وقایع دردناک دوران کودکی منجر به شکل گیری طرحواره¬ها می¬شود به عنوان مثال یک کودک پرخاشگر در مقایسه با یک کودک منفعل و پذیرا بیشتر احتمال دارد مورد بدرفتاری بدنی والدین خشن خود قرار گیرد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۳۶) .

حوزه‌های طرحواره و طرحواره¬های ناسازگار اولیه :هجده طرحواره داریم، اینها بر طبق پنج نیاز هیجانی ارضا نشده به پنج حوزه تقسیم می¬شوند که آنها حوزه طرحواره می‌گویند . حوزه اول بریدگی و طرد «این بیماران نمی¬توانند دلبستگی¬های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. معتقدند نیاز آنها به عشق، ثبات و امنیت بر آورده نخواهد شد» (یانگ ، ۱۳۸۶، ص ۳۶) .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام مرداد 1390 توسط نصرت نوجوان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ